نویسنده وبلاگ ابراهیم حقیقی ابراهیم حقیقی
آرشیو وبلاگ
      امــــور فرهنگی (مقاله و نوشته هایی در حوزه علوم اجتماعی)
راهکارهایی برای بحران کم آبی در منطقه نویسنده: ابراهیم حقیقی - ۱۳٩٠/۳/۱٢

هرچند همه بر این باوریم حلال همه ی مشکلات خداوند سبحان است و باید خاضعانه دست نیاز بسوی خالق بی نیاز دراز کنیم و با تجدید نظر در اعمال و رفتارمان موانع نزول رحمت را برطرف کنیم و همواره حاجت خود را نزد او ببریم موارد زیر پیشنهاد می گردد:

پیشنهاد می شود برداشت از منابع آب مدیریت شود و همه به صورت عالانه سهمی از این منابع دریافت کنند . یعنی مناطقی که فاقد چاه عمیق هستند هم مجوز بگیرند و متناسب با جمعیت و شرکا میزان برداشت تعیین گردد. و چاههایی که سالهاست فراتر از سهم خود برداشت کرده اند نیز کنترل شده و میزان برداشت آب آنان کم گردد. همانگونه که بر این باوریم با خاموش کردن یک لامپ اضافی لامپی در جایی دیگر که نیازمند است روشن می شود . در اینجا هم می توان با کم کردن میزان برداشت از چاههای کشاورزی دشت ها مجوز برداشت به همان میزان را در کوهپایه صادر کرد

قنات ها که میراث ماندگار پیشینیان است بر اثر کوتاهی مالکین و نهادهای مسئول در شرف تخریب و خشک شدن است. قنات اصلی خانیک یکی از قنات های پرآب منطقه بوده است که دچار کم آبی شدید گردیده است. یکی از گلایه های جدی مالکین قنات ها عدم تخصیص اعتبار برای لایروبی قنات هاست . دهها سال است که در قسمت های انتهایی قنات خانیک لایروبی صورت نگرفته و رسوب بسیاری گرفته است. که عدم نظارت بر هزینه شدن اعتباراتی که قبلا به لایروبی اختصاص می یافته و محدود بودن این اعتبارات از دلایل عدم پیشرفت کار بوده است. مالکین هم با توجه به خشک شدن درختان بادام و گردو و زردالو و ... براثر آفات از جمله سوسک سرشاخه خوار و خراط درآمدی ندارند که بتوانند خودشان کار لایروبی را انجام دهند. لذا از مسئولین محترم جهاد کشاورزی انتظار است در این خصوص تجدید نظر کنند. و اعتبارات مناسب برای لایروبی با نظارت جهاد کشاورزی تخصیص دهند.  اعتباراتی هم که تحت عنوان کول گذاری و بغل بری و ... داده می شود بسیار ناچیز است و با قیمتی که جهاد اعلام می کند کسی حاضر به انجام کار نیست . لذا مسئولین محترم استانی یا در اجرت انجام این گونه کارها تجدید نظر کنند یا اگر نیروی کاری که بتواند با این قیمت ها کارها را انجام دهد به مالکین معرفی نمایند .

اصلاح شیوه های آبیاری

متاسفانه هنوز شیوه کشاورزی ما همان شیوه های چند صد سال پیش است و با وضعیت فعلی منابع آب و در سال جهاد اقتصادی در یک اقدام انقلابی و جهادی باید این شیوه ها اصلاح شود. در این منطقه انتظار از کشاورزان<span> </span>برای اجرای این طرحها نباید زیاد باشد و بهتر است نهادهای مسئول در این خصوص پیشقدم گردند

یکی از روش هایی که شاید مرحمی بر این زخم جانکاه باشد استفاده از فناوری های نو است . حال که امکان انتقال آب از استانهای همجوار وجود ندارد. پی گیری در این خصوص شاید ثمر بخش باشد.

لینک      نظرات ()      

خطر رواج تملق و چاپلوسی نویسنده: ابراهیم حقیقی - ۱۳٩٠/٢/٢٥

یکی از آسیبهای جدی که توجه بیشتر را می طلبد جلوگیری از شیوع خصلت ناپسند تملق و چاپلوسی است . به گونه ای که افراد پذیرای انتقاد سازنده نبوده و با آن برخورد قهری می کنند

به عنوان شیعه مولا علی خوبست به سخن این بزرگ مرد و اسوه تقوی و فضیلت بیشتر دقت کنیم:

"از بدترین و سخیف ترین حالات زمامداران نزد مردم صالح این است که گمان برده شود آنها دوست دار تفاخرند و کار آنها را بر نوعى برترى جویى حمل کنند، من خوش ندارم که این فکر در ذهن شما جولان کند که مدح و ستایش را دوست دارم و از شنیدن آن لذت مى برم. من بحمدالله چنین نیستم و به فرض که من (به مقتضاى طبیعت بشرى) مدح و ثنا را دوست مى داشتم، آن را به سبب خضوع و تواضع در برابر خداوند سبحان ترک مى کردم. خداوندى که با عظمت و کبریاییش از همه سزاوارتر براى ثنا و ستایش است.
بسیار مى شود که مردم، ستودن افراد را به جهت تلاشهایشان (در اداى حق) شیرین مى شمرند (ممکن است این امر براى شما ایرادى نداشته باشد، ولى من از شما مى خواهم که) مرا با سخنان زیباى خود به جهت اینکه در پیشگاه خداوند و نزد شما به سبب احساس مسئولیت الهى حقوقتان را ادا کرده ام نستایید (چرا که) هنوز در اداى آنها به طور کامل فراغت نیافته ام و واجباتى که بر عهده دارم کاملا به مرحله اجرا در نیامده است.")نهج البلاغه خطبه216)

لینک      نظرات ()      

اصطلاحات علوم اجتماعی نویسنده: ابراهیم حقیقی - ۱۳۸٩/۱٠/۱۱

آرمان :                       IDEAL

«این مفهوم آن چه را که کامل شمرده می شود ،می رساند و به گونه ای نمونه و خاص در درون مجموعه ای معین اطلاق می شود.وبا توجه به این محتواست که اصطلاح آرمانی برای مشخص ساختن هر نما یا مدلی که هدف یا مرجع عمل شناخته می شود وبه این عنوان به کار  می آید، مورد استفاده قرار می گیرد.»<!--[if !supportFootnotes]-->[1]<!--[endif]-->

آرمان اجتماعی:

 SOCIAL IDEAL

«درهر جامعه، آرمان اجتماعی،یعنی تصوری از یک نظم فرهنگی ، اجتماعی- سیاسی و که اکثریت مردم در تنظیم رفتار خویش آن را به عنوان مرجع  می شناسند ، و در اندیشه ی آن مردم ، چنین تصوری از یک نظم عالی همچون داده ای عادی تجلی       نمی کند ، بلکه به عنوان گونه ای نمونه وخاص در ذهن متبادر می شود. رسمیت و رواج ارزشهای غالب ، شکل و صورت سلسله مراتب ارزشهای پذیرفته شده ، آرمانی را که افراد جامعه در ذهن دارند ، تشکیل            می دهند.»<!--[if !supportFootnotes]-->[2]<!--[endif]-->


ادامه مطلب ...
لینک      نظرات ()      

جامعه شناسی فرهنگ نویسنده: ابراهیم حقیقی - ۱۳۸٩/٧/٢٥

مطالبی که در چند بخش تحت عنوان فرهنگ آمده است

(بخشی از مباحث مطرح شده در کلاس درس جامعه شناسی فرهنگی  آقای  دکتر خلیجی  در دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه علامه طباطبایی تهران بهار 1377) می باشد.

لینک      نظرات ()      

موضع غرب در برابر فرهنگ اسلامی نویسنده: ابراهیم حقیقی - ۱۳۸٩/٧/٢٥

هر فردی که در جامعه ما به مسائل فرهنگی می پردازد با توجه به گسستگی بوجود آمده فرهنگ جامعه باید به این نکته توجه کند که « غرب بدون موضوع گیری نسبت به ما نیست»
کتاب ( تمدن در بوته آزمایش : توین بی )
توین بی در این کتاب مطلبی دارد : مسلمانان امروز در خوابند . روزی بیدار بودند ، امروز در خوابند . ممکن است روزی بیدار شوند ، پان اسلامیزم خوابیده است و امکان دارد روزی بیدار شود و بانگ این بیداری غرب را خواهد لرزاند.
بعد از این که انقلاب شد ، اظهار نظر محققین و سیاستمداران غربی راجع به ایران را اگر ببینیم این ها از  این حکومت اسلامی وحشت دارند . غربی ها حافظه ی تاریخی شفافی دارند ، بر خلاف ما که قدرت عبرت گرفتن از تاریخ را از دست داده ایم. وقتی سخن از حکومت دینی می شود جوان آلمانی و فرانسوی می فهمند یعنی چه ، سربازان اسلامی را در دروازه های شهر خود حس می کنند چون چند صد سال پیش آن را تجربه کرده اند و انقلاب اسلامی در ایران یک گام در جهت بیداری می دانستند.
لذا به موضع گیری بر علیه انقلاب اسلامی پرداختند ( چون غرب نگران بیداری مسلمانان است.
نه از بابت این که بخواهیم جنگ کنیم فقط از این بابت که بخواهیم خودمان باشیم.
غرب سه نکته را در شیوه زندگی خودش همواره بکار می گیرد.
1ـ دانش مؤثر : نه دانشی که به دردش نخورد نه دانشی که بافته های خیالات است و هیچ پایگاه نظریه ای و عملکردی ندارد. از جمله هنرهای غرب داشتن دانش مؤثر است . روش تحقیق قدمای ما اینطوری بود مثلاً ابوعلی سینا ، فارابی و...
2ـ هنر تبلیغات : در فرهنگ تبلیغات نقش اساسی را بازی میکند غرب هنر تبلیغات دارد ، غرب طوری تبلیغ می کند که هیچ کدام از ما  متوجه تبلیغ او نمی شویم ولی وقتی ما می خواهیم تبلیغ کنیم همه متوجه این قصد ما می شوند . چون هنر تبلیغ نداریم و این تبلیغ ما علیه تبلیغ است.
3ـ روش مندی غرب : غرب روش مند است . هیچ کاری را بدون روش مربوط انجام نمی دهد . تا به یک روش صحیحی دست نیافته است گاه و لو بسیار حیاتی باشد. دست به آن کار نمی زند. ولی ما اول کار را انجام می دهیم و وقتی کار را خراب کردیم دنبال روش آن می رویم چون روش مند نیستیم و دیمی کار می کنیم.
تبلیغ فرهنگ یا سیاستگذاری فرهنگ باید این سه عامل را داشته باشد.
غربیها با این سه روش سه کار را در آن واحد در حق مسلمانان در جهان انجام می دهند.
1ـ اختلاف بین مسلمانان : غرب بین مسلمانان تفرقه می اندازد بین شیعه و سنی عارف و صوفی، حوزه و  دانشگاه ،روشنفکر و سنتی ، چادری و مانتویی ، متعهد و بی قید و... اینها مظاهر اختلاف است . یا حتی بین ملت ها  و اقشار مختلف جهان سوم بدین ترتیب زمان را از دست ما می گیرند . این اختلافات ما را مشغول جزئیات کرده و فرصت را از ما می گیرد و جامعه اسلامی که شایستگی قرار گرفتن در قلب و مرکز ملل را دارند در حاشیه قرار می گیرند.
2ـ معرفی اسلام به عنوان دین خشونت و ارعاب :
اسلام را  دین ترس ، ارعاب ، خشونت ، کشتار و... معرفی می کنند . در حالیکه بیشترین تسلیحات رار اینان می سازند و بیشترین احساس نا امنی و بی رحمی و نهایت لذت جویی از طریق اعمال روحیه سادیسم در جوامع آنها وجود دارد . در حالیکه آنها تبلیغ شدید بر علیه مسلمانان می کنند محلات مسلمانان حتی در همان جوامع مناطق امنی هستند.
در فرهنگ اسلام محبت ، صمیمیت ، عشق  و علاقه است نه ارعاب و وحشت.
3ـ اسلام را وابسته به گذشته و مربوط به گذشته می دانند:
اگر ما بخواهیم در داخل جامعه خودمان دربار ه اصلاح و بهبود فرهنگی برنامه ریزی کنیم باید به این سه مسئله توجه کنیم . باید به نو آوری به امنیت و وحدت و دوستی توجه کنیم. و در این صورت است که فرهنگ ما قوام خود را پیدا خواهد کرد.
پس ما در خیلی جاها مشکل امکانات و پول در مسائل فرهنگی نداریم ، بلکه مشکلات حاد  تری که باید به آن ها بپردازیم .

لینک      نظرات ()      

مهمترین نیاز جامعه ی ما در عرصه فرهنگ نویسنده: ابراهیم حقیقی - ۱۳۸٩/٧/٢٥

در جامعه ای مثل جامعه ما بیش از هر چیز حتی از اقدامات فرهنگی و سیاست های فرهنگی احتیاج به یک نظام مدون  و متکی بر نظریه داریم که باید آن را ایجاد کنیم . مادر جامعه مان نه مشکل امکانات داریم و نه مشکل سرمایه و نه مشکل کمبود اراده برای احیاء و تقویت فرهنگی داریم . ، مهم ترین مشکلی که وجود دارد و به آن نیاز داریم. فقدان یک نظام مدون متکی بر نظریه است لذا ما گرفتار سلیقه های  متعددی در کشور هستیم. در جامعه شناسی جوامع جهان سوم و در حال رشد دچار این مشکل هستند . چون فاقد یک نظام مدون هستند.
لذا نا نیازمند ایجاد یک نظام مدون متکی بر نظریه هستیم و باید نظامی فکری را در مسائل فرهنگی ایجاد کنیم که نظریه پردازی شده باشد. برای این کار ما سلیقه ها را داریم . داشتن سلیقه های زیاد خود چیز خوبی است. این سلیقه ها را ما باید تبدیل به اندیشه کنیم مشکل کشور ما اینست که این سلیقه ها تبدیل به اندیشه نمی شوند  و موانعی در سر راه این تبدیل وجود دارد . در حالیکه ما نیاز به اندیشه داریم دارای سلیقه هستیم. لذا باید اندیشه ایجاد شود . چون این اندیشه ها تدوین شده و تبدیل به نظریه می شوند . نظر ، سلیقه         اندیشه        نظریه
تاریخ اجتماعی گذشته ما مشهون از علوم و فنون و فرهنگ نظام یافته بوده است. استعمار غرب یا ورود به جامعه یک خلأ در فرهنگ ما ایجاد شده و این خلأ بین ما و گذشته تاریخی را ایجاد کردند . (امثال تقی زاده و... ) و از طرفی مردم فرهنگ تحمیل شده غرب را نپذیرفتند چون مردم بسادگی از سنن و گذشته خود نمی گسلند ، و از طرفی فرهنگ ارائه شده را به طور کامل نپذیرفتند لذا در بین این دو یک حالت دو گانگی داشتند . بخش هایی از گذشته و بخش هایی از فرهنگ تحمیل شده را فرد دارا بود لذا در اینجا یک فرهنگ نظام یافته نیست بلکه در اینجا سلیقه ها حاکم اند. از برخورد سلیقه ها و چالش های موجود در بین سلیقه ها اندیشه می تواند ایجاد شود و این اندیشه ها هستند که می توانند تبدیل به نظریه شوند.
در قرآن آیه معروفی است : ادع الی سبیل ربک بالحکمه
دعوت کن به راه پروردگارت با حکمت و موعظه و مجادله حسنه
حکمت به نظر من همان فرهنگ است و دعوت به سعادت و خوشبختی و نجات جز از طریق فرهنگ امکان پذیر نیست . این علوم و معارف غرب نیست که جاذب است بلکه فرهنگ غرب است. یک جامعه شناس می گوید : اگر تنها علوم غرب جاذبه داشت جوامعی که به دنبال غرب می رفتند قبل از این که غرب زده شوند علم زده می شوند . پس از  این فرهنگ غرب بوده که آن ها را به خود جذب کرده نه علم غرب .
پس نفوذ روی افراد از طریق فرهنگ است . پیامبر اکرم (ص) سپر می گرفتند شرط آزادی آن ها را با سواد کردن چند مسلمان می دانستند . پیامبر می دانستند که فرهنگ اسلام آنچنان قوی است که آن فرد کافر یا یهودی نمی توانست فرهنگ و افکار خودش را به مسلمانان تحمیل کند تنها کاری که می توانست بکند انتقال علمش بود .
در نتیجه فرهنگ به طور کلی با توجه به این آیه و در میدان عمل دو مرحله دارد.
مرحله عقلانیت                           و مرحله محبت و رحمت
مرحله عقلانیت همان اندیشه است نظریه پردازی اشت.
محبت و رحمتش همانا شیوه های زندگی است که مبتنی بر توحید (توحید عملی ) است آنچه عملاً خود انسان به آن می رسد یا سعی می کند به آن برسد . این که با خدا همیشه در ارتباط است به او نیاز دارد ، به او عشق می ورزد و می داند که او هم فرد را دوست دارد.
فرهنگ در واقع پل زده است بین محبت و رحمت از یک سو و محبت و عقلانیت از سوی دیگر . پس فرهنگ عبارتست از پل زدن بین عقلانیت و محبت پیامبر در ابتدای بعثت ابتدا به جنگ جاهلیت رفت و عقلانیت را جانشین جهالت مردم شبه جزیره عربستان کرد البته عقلانیتی که با توحید همراه بود قولوا لا اله الا الله تفلحوا
پیامبر توانست با قلب های مردم ارتباط بر قرار کند و فرهنگ اسلام بر این  مبتنی است پل زدن بین عقل و دل و شیوه زندگی را بر این مبتنی کردن و این یک کار حکیمانه است.
در جامعه ما روشنفکران سعی دارد عقل را غالب کنند و توجهی به دل و احساسات ندارند و روحانیون  و مذهبیون بیشتر روی احساسات و عواطف تأکید دارند. و در جامعه ی ما کمتر بین این دو  ارتباط برقرار می کنند.
جدال احسن : همان روش حکیمانه است یعنی استدلال ، تحقیق ، گفت و گو ، میزگرد و...  و از طریق استدلال به بیان موضوع و ایده خود بپردازیم.

لینک      نظرات ()      

ارتباط فرهنگی مهمترین مبارزه ی آینده نویسنده: ابراهیم حقیقی - ۱۳۸٩/٧/٢٥

ارتباط فرهنگی مهمترین مبارزه ی آینده
در عصر ما زمینه هایی که علم تکنولویی و فرهنگ با هم همسو هستند کم است و این ارتباط در بین این سه موضوع را آنچه که مربوط به ارتباطات فرهنگی هست بسیار کمتر است ولی برزگراههای اطلاعاتی که محصول نوآوری علمی و خلاقیت فن آوری هست یک سری سوالات اساسی را مطرح می کنند در آنچه که مربوط محتوای این اطلاعات می شود که منتقل می شود از یک شبکه به شبکه ی دیگر و از محلی به محل دیگر . چند سال نمی گذرد از این خطری که در گزارشی از یونسکو آقای سان اعلام کرد که انفجار فنی یعنی رشد سریع فن (صنعت ) در زمینه ارتباطات امکانات بسیار زیادی را در اختیار ما قرار می دهد ولی در عین حال خطرات بزرگی را هم در بر دارد و در نتیجه تصمیاتی گرفته می شود و جایی که این تصمیمات گرفته می شود و اشخاصی که این تصمیمات را گرفته مشکلات به آنها مربوط می شود لذا باید روندی را بطور اولویت به سازمان تصمیم گیری در مورد مشارکت مردم (تخصیص دهیم ) در نظر بگیریم و تاثیرات اجتماعی ایی که این مشارکت کنندگان در سایه ی انتخابی که انجام خواهند داد می گذارند .
مسئله مشارکت در بخشهای اطلاعاتی فوق العاده مهم اند برای اینکه همین مشارکت است که کلید ارتباطات فرهنگی را هم در داخل کشورها و هم بین ملتها را تشکیل می دهند نظام بین المللی اطلاعاتی آنچنانکه در حال حاضر موجود است هر نوع عدم تساوی و بی عدالتی را هم ایجاد می کند هم تغذیه می کند بعد از این منحصرا صلح در دنیا وابسته است به وجود یک ارتباط متقابل فرهنگی متعادل و عادلانه . برای رسیدن به چنین تعادل و عدالت در زمان معقول در آینده یکی از اساسی ترین مبارزه های بشریت در آینده می باشد اطلاعات هم محزن منبع و هم ابزار قدرت اقتصادی سیاسی اجتماعی فرهنگی و علمی شده است حتی تفکر ارتباط متقابل بطور سریع در سایه ی پیشرفت تکنولوژی و جهش استفاده از رساتنه ها که هر روز بیشتر از روز گذشته بهم وابسته می شوند گسترش و توسعه می یابد بر اساس تحقیقی که جامعه مشترک اروپا انجام داده است ارتباطات اولین صنعت دنیا در سال 1987 شده است و قبل از خاتمه ی قرن حاضر این صفت 40 درصد کل تولید جهانی را به خود تخصیص خواهد داد و رقم آن چیزی بالاتر از هزار میلیارد دلار آمریکایی در سال خواهد بود در سال 1993 رقم تجارب تنها 15 شرکت بزرگ تلفن دنیا بالاتر از 310 میلیارد دلار بود .
در کشورهای جهان سوم تصمیم گیران مساعی خود را بر محور جنبه های سیاسی اطلاعات مبتنی کرده اند و مصرف آنرا بعنوان یک وسیله ی دولتی تلقی می کنند و جنبه های اقتصادی ، اجتماعی ، فرهنگی و تکنولوژی آنرا یا فراموش می کنند یا کاملا رها می کنند اگر بعنوان مثال افریقا را در نظر بیاوریم بنظر می آید که سهم آن در رسانه ها در سطح جهانی چیزی در حدود 2 درصد است و P.M.B تولید ناخالص داخلی چیزی در حدود 3 صدم است لذا می بینیم بین این دو رقم ارتباط متقابلی وجود دارد ارتباطات روی معنا و محتوای حاکمیت ملی تاثیر بسزایی دارد مخصوصا که تکنولوژی هر روز با گسترش خود مرزها را در می نوردد این گسترش ارتباطات جهات مثبتی را برای ارتباطات فرهنگی نشان می دهد برای اینکه دو گانگی را تصحیح می کند و کمیت اطلاعات مبادله شده را افزایش می دهد ولی همین توسعه و گسترش ناراحتیهای وحشتناکی را نیز شامل است و از جمله ی این ناراحتیهای وحشتناک می شود عدم توازن و عدم تعادل بسیار نیش دار و آشکار بین منابع اطلاعاتی را نام برد منابع اطلاعاتی تقریبا بوسیله ی پنج کشور انحصاری شده است که تقریبا 90 درصد رسانه ها را در اختیار دارند در حالیکه مجموعه ی جهان سوم فقط 10 درصد را در اختیار دارد .
اگر ما یک محاسبه دیگری کرده و کشورهای پیشرفته را با کشورهای در حال رشد مقایسه کنیم خواهیم دید که سهم جهان سوم در تکنولوژی پیشرفته ارتباطات فقط 3 درصد است نه 10 درصد در نتیجه این اختلاف سطح بسیار شدید زمینه ی برقراری ارتباطات فرهنگی سالم و متوازن را از بین می برد . و این عدم توازن ناشی از اختلاف سطح بین دو دسته از کشورها هم خطر محافظت هویت فرهنگی را و هم تنوع فرهنگی را به خطر می اندازد بدبختانه مطالعات و پیش بینی ها برای سالهای آینده این اختلاف سطح را بیشتر نشان می دهد که افزایش پیدا خواهد کرد بجای اینکه این عدم تساویها کاهش پیدا کند .
جهان معاصر امیدوار است که به یک جهش اساسی دست بیابد که آن از طریق گذشتن از یک جامعه ی مبتنی بر تولید به یک جامعه ی مبتنی بردانش جامعه ای که اطلاعات و پردازش اطلاعات غلبه دارد بر تولیدات . امروز عقب ماندگی در توسعه را باید نتیجه ی عدم توانایی در تولید در پردازش در بروز کردن در منتقل کردن و در مرتبط کردن و در معرض همه قرار دادن اطلاعات باید جستجو کرد .
من در سال 1980 در کاب اطلاعات و توسعه نوشتیم .
بایستی دو راهی و یا آلترناتیوی جایگزینی که انقلاب اطلاعات ایجاد می کند را مطرح کرد از یک طرف هیچ گونه روند توسعه از هر نوعی که باشد اتفاق نمی افتد مگر اینکه بصورت ریشه ای و اساسی روی فن آوری اطلاعات و مبادله ی اطلاعات تکیه کند .
از طرف دیگر این تکنولوژیها و فن آوریها و اطلاعاتی که این تکنولوژی جابجا می کند بطور قوی حامل ارزشها هستند و در نتیجه آنها مدلها و الگوهای توسعه را کاملا بهم می ریزند محیط زیستی و محیط اجتماعی و فرهنگی را کاملا مختل می کنند هم در کشورهای صنعتی و هم در کشورهای در حال توسعه .
مبارزه کردن با ارتباطات فرهنگی ضرورتاً ایجاب می کند که یک راه حلی به این الترنایتو پیدا کنیم (یا تکنولوژی را گرفته و جامعه متحول شود یا اینکه جامعه حالت خود را حفظ کند ) .
رو در رو شدن با این مبارزه ارتباطات فرهنگی ضرورتا ایجاب می کند که راه حلی برای این آلترنایتو پیدا کنند و اینجاست که یک اقدام بسیار سخت را برای کشورهای جهان سوم پیش می آورد زیرا این اقدام ایجاب می کند تجدید نظر کلی را در مورد الگوهای توسعه ی موجود که این مدلها و الگوهای توسعه ی موجود بیشتر تکیه می کند روی نظامهایی که سوق می دهد که ما را بطرف استقلال خودی و ارزشهای داخلی بومی این اقدام در بطن خود این مسئله را هم دارد که بایستی سرمایه گذاریهای بسیار بزرگ در مورد نیروی انسانی انجام دهد آنچنانکه تحقیقات علمی فراوانی را بدست بگیریم باید نوآوری و ابتکار راتشویق کرد و حقوق بشر را کاملا محترم شمرد.
اگر تمام این شرایط جمع می شدند باز هم خیلی از کشورها قادر نبودند که این مباره را انجام دهند زیرا آنها آن توده ی منقد لازم را ندارند سرمایه ی تکنولوژی¬های ارتباطات سرمایه گذاریهای سنگینی را در مورد منابع انسانی و مالی در بر می گیرند و ناگفته پیداست که بازارهای بزرگ بین المللی هم اقتضا می کنند در بین تمام کشورهای جهان سوم فقط 15 کشور وجود دارد که می توانند این شرایط را جامعه ی عمل بپوشانند .
در نتیجه آماده سازی طرحهای مشترک بین کشورهای در حال رشد یک شرط اجتناب ناپذیری است برای توسعه اجتماعی – اقتصادی و همچنین توسعه ی قدرت سیاسی  و همچنین ادامه ی حیات فرهنگی . در عین حالیکه همکاری بسیار نزدیک بین جنوب . جنوب در عین حالیکه به توسعه ی جهان سوم کمک خواهد کرد بطور دامنه داری برنامه های رشد و ترقی بین شمال و جنوب را تسهیل خواهد کرد که برای هر دو طرف پر سود است و انسجام در محتوای فرهنگی آن بوجود خواهد آورد و در نتیجه در حفظ تعدد فرهنگی و افزایش تفاهم انسانی موثر خواهد بود مسئله ارتباطات فرهنگی یک مسئله جهانی است در نتیجه این مسئله ارتباطات فرهنگی هم بینش و نگاه جهانی را اقتضا می کند و هم راه حلهای جهانی را می طلبد با مشارکت های کامل تمام طرفهای درگیر به عبارت دیگر تمام بشریت .
پیشرفتهای تکنولوژی حیرت آور انتقال اطلاعات را از نظر کمی و کیفی و با کاهش سر و صدا و اختلاف سطح بسیار اصلاح کرده است (بهبود بخشیده است ) ولی این پیشرفت با نتایج مشابه در آنچه که مربوط به ماده ی اولیه ی اطلاعات می شود همراه نبوده است برای اینکه در این زمینه اختلاف سطح خیلی بیشتر از گذشته است و پیشرفت اطلاعات در این زمینه با زحمت مواجه است در نتیجه چیزی که جایش خالی است عبارتست از گوش دادن به همنوع . بایستی روندهای جدید دموکراسی را خلق کرد تا جریان ارتباطات بین المللی را دوباره ایجاد بکند . این خلق جدید و یا دموکراسی های جدید بایستی اصل اولیه ی آزادی اطلاعات را محترم بشمارد ولی همچنین بایستی ضرورت تامین حداقل حفاظت از خود را نیز در کشورهایی که در معرض برنامه های هجومی آنها قرار دارند محترم بشمارند به عبارت دیگر بایستی آزادی مسئولیت را رعایت کند با اتمام مبارزه ی ایدئولوژیک غرب و شرق و جنگ سرد این فرهنگ است که بیشتر از همه تئاتر برخوردها و مبارزه ها می شود از سال 1978 من از این تز دفاع کرده ام همواره که بزرگترین مسئله در روابط شمال و جنوب همانا ارتباطات فرهنگی است . در سال 1986 در یک برنامه ی تلویزیونی در توکیو گفتم که علتهای درگیریها در آینده اساسا مسائل فرهنگی خواهند بود متاسفانه این پیشگویی من در سال 1991 در جنگ خلیج فارس که به نظر من یک جنگ تمدنی بود جامه ی عمل به خود پوشید . درگیریهای مسلحانه ی دیگری نیز که در یوگسلاوی سابق و برخی جمهوری های آسیایی شوری سابق و برخی مناطق افریقا می تواند برخوردهای مسلحانه ی فرهنگی بحسا آید چگونه باید علم و ارتباطات را تنظیم کرد و بسیج نمود تا بتوان فرهنگ را به آن رسالت اصلی خویش که عبارتست از خلاقیت بخشش هماهنگی و وحدت و عشق و محبت برگرداند این سوال که من کردم مسائلی را در زمینه های اخلاق همچنانکه در زمینه های سیاسی در زمینه های اجتماعی و اقتصادی و تکنولوژی ایجاب می کند این سوالی که من کردم بینش و نگرش ما را از آینده شکل می دهد و ایجاب می کند که یک تغییر و تحول ریشه ای در ساختارهای فکری ما بوجود بیاید . باید ارتباطات فرهنگی خود را تصحیح کنیم برای اینکه فرهنگ موثرترین و مهمترین ابزار صلح است از زمانیکه جنگها بیان کننده ی خود خواهیهای فرهنگی شدند صلح یک نام دیگری بخودش گرفت و آن عبارت از تواضع فرهنگی است در نتیجه ارتباطات فرهنگی یک مبارزه ی جدی و مهم آینده است که پر است (مملو است ) ار امکانات ولی در همان حال مملو از خطر کردن ها و خطرات است .
Mahdi Elmanjder ترجمه ای بود از مقاله ی مهدی ایمان جرا – از کتاب جهش آینده

لینک      نظرات ()      

وحدت فرهنگی جوامع نویسنده: ابراهیم حقیقی - ۱۳۸٩/٧/٢٥

وحدت فرهنگی جوامع
وحدت فرهنگی جوامع منظورمان جامعه ایران جامعه های مشخص معین و مخصوصی نیستند بلکه جامعه های عمومی منظورمان است جامعه ی عمومی شامل ایران ، پاکستان ، فرانسه و. ..
در اینها یک وحدت فرهنگی وجود دارد البته نه به این معنا که آنچه در ایران هست در پاکستان و فرانسه هم هست وحدت به این معنا به وجود دارد و نه بوجود می آید و هر کس هم از این نوع وحدت فرهنگی صحبت کند دور از واقعیت صحبت می کند و یک امر خیالی و توهمی است .
منظور از وحدت فرهنگی جوامع عمومی است نه فرهنگهای خاص و منظور از وحدت وحدت بین فرهنگها نیست و هرگز واقع نمی شود ولو اینکه فرهنگی بر فرهنگ دیگر غلبه کند چنین وحدت فرهنگی بوجود نمی آید .
جامعه عمومی : در جامعه شناسی موضوع علم جامعه شناسی یک جامعه ی عمومی است جهانشمول و جهانگیر است و نه یک جامعه خاص . البته جامعه شناسی جوامع مخصوص را هم بررسی می کند ولی با همان ایده جامعه ی عمومی لذا وقتی ما از وحدت فرهنگی صحبت می کنیم منظورمان همان جامعه جهانشمول و جهانی است .
وحدت فرهنگی جوامع عمومی یعنی چه ؟
فرهنگ یک جامعه نبایستی اینطور تصور شود که یک کاسه ای است که ما در آن کاسه روش، فکر، احساس، عمل، الگوها ، قوانین ، نقشها و ...  ریخته شده و در آن انباشته شده اند بلکه فرهنگ به یک نوع کوره ذوب فلزات می ماند که تمام عناصر در آن کوره در اثر حرارتی که از آن کوره (فرهنگ ) برمی خیزد آب می شود و با هم ترکیب می شوند و در یک ساخت کامل این عناصر مختلطی که در این کاسه ریخته می شود باهم وحدت و یکانگی پیدا می کند و در همان یگانگی و وحدت است که فرهنگ سازمان پیدا کرده و نظم و سیستم به خود می گیرد .
این ساختاری شدن در فرهنگ سایه دو پدیده و دو عامل انجام می گیرد .
اول : وجود یک پایه مادی یا هیولا دوم : ترکیبی ارتعاشی نهادها
این دو عامل باعث می شوند که یک ساختار فرهنگی بوجود بیاید .
پایه مادی (هیولای ) فرهنگ
در بحث های گذشته گفتیم که طبیعت محیط عام و همه جانبه ای است که جامعه روی آن مستقر شده است و این عبارت از زمین – خیابانها – آداب و رسوم – افکار – عکس العمل ها و ...
مجموعه عوامل و عناصر که محیط جامعه را می سازند .
این قسمت از عالم که جامعه ی عمومی دومی آن زندگی می کنند این همان ماده و هیولایی است که فرهنگ را می سازد برای اینکه فرهنگ قبل از هر چیز عبارت از روشی است که بوسیله آن یک ملت طبیعت عینی را در اختیار خود می گیرد بکار می گیرد . طبیعتی که اگر کمی آنرا اشغال کند از آن دفاع می کند طبیعتی که او احساس می کند که فضای حیاتی خودش را دارد و از اینجاست که ما این طبیعت یا وجود مادی و هیولایی فرهنگ دارای دو ویژگی می دانیم .
1 – منابع عینی روی زمینی و زیر زمینی
2 – روشهای بهره برداری از این منابع چه هست .
بنابراین ماده فرهنگی دارای دو عامل فوق است .
یک منبع طبیعی زمانی منبع طبیعی گفته می شود که ما بوسیله یک روش بهره برداری ما توان بهره برداری از آنرا داشته باشیم اگر ما این توانایی و روش بهره برداری را نداشته باشیم دیگر منبع بحساب نمی آید به طور روشن و واضح باید گفت که پایه و گهواره ی یک فرهنگ یک طبیعت غیر زراعت شده و غیر کار شده نیست بلکه طبیعتی است که قبلا روی آن کار شده و پرورده شده است این طبیعت پرورده محصول طبیعت خالص و فنونی است که در آن بکار رفته است . و این دو تا وقتی با هم شده اند طبیعت یک حالتی را به خود گرفته است که بدون آن فنون و روشها آن حالت را بخود نمی گرفت بدین ترتیب آن وجود هیولایی فرهنگ همان طبیعت دست خورده و پرورده است و این طبیعت پرورده است که یکنوع وحدت و ساختار دارد و اعضای آن طبیعت پرورده دارای نوعی شباهت با هم هستند و اعضای آن جامعه را از جامعه های دیگر متنفاوت می گرداند . این طبیعت پرورده بافت کلی جامعه ای را که اعضا در آن شکل می گیرند بوجود می آورد این طبیعت آماده شده به اعضای جامعه فرصت و امکان می دهد که خود را با شرایط آن تطبیق دهند و یا پیشرفت بکنند .
لذا ما در قضیه فرهنگ با مثلثی مواجه هستیم که از یک طرف طبیعت و منابع بالقوه آن است و فنون و روشهای که این منابع را آزاد می گرداند و قابل بهره برداری و استفاده برای مردم می کند و انسان فرهنگ یافته و پرورده که فنون را پایه گذاری می کند بدین ترتیب فرهنگ تولید این سه برایند است انسان ، روشها و طبیعت.
کدام طبیعت – چه روشهایی و چه انسانهایی  
جواب این سوالات می شود فرهنگ
ارتباطی که این سه بعد دارد بسیار مهم است و تاثیر و تاثری که این سه ضلع روی هم می گذارند بسیار بسیار مهم است در نتیجه کدام انسانها کدام روشها و کدام طبیعت ؟
فرهنگی که این سه معنا را در خود دارد زیر بنای تمامی مسائل اقتصادی – سیاسی – اجتماعی و ... است منظور از روشها شیوه برخورد انسان با طبیعت و با خود است .
آن چیزی که می تواند یک فرهنگ متعادل و متعالی را بسازد وجود یک اعتدال در انسان است مثلا در سالهای 58 و 59 پس از پیروزی انقلاب از آنجا که مردم به یک تعادل رسیده بودند بالندگی و رشد و شکوفایی بیشتر بود یا بعد از پیروزی ایران در راه یابی به جام جهانی مردم به حالتی از وجد آمده بودند و ارتباط متقابل افزایش می یابد یا مثلا در سالهای اولیه انقلاب در ترورها و انفجارات که منجر به شهادت عزیزان انقلاب شد همبستگی و ارتباطات متقابل در این زمانها کثرت می یافت یا در رحلت امام که این پدیده به اوج خود می رسد .
در چنین شرایطی که حجم ارتباطات متقابل افزایش می یابد جامعه می تواند حتی عناصر خارجی و بیگانه که جذب در فرهنگ شده اند را ذوب و تبخیر کرد و به نوعی پالایش فرهنگی دست زد تنها در این شرایط است که می توان به این امر مبادرت ورزید .
گفتیم فرهنگ از دو عنصر وجود هیولایی و ارتعاش نهادها روی هم بوجود می آید .
در یک جامعه ای که چندان گسترش نیافته مثل ابتدایی و قبیله  ساختارها یا نهادهای اجتماعی مثل قوطی های تو در تو همدیگر را در بر می گیرد همان اشخاص به علت موقعیت عمومیشان به انجام تمام نقشه ها قیام می کنند مثلا رئیس قبیله قاضی هم هست نقش روحانی را هم دارد در ضمن پدر خانواده هم هست رئیس تولید و زراعت هم هست
در نتیجه در جوامع ابتدایی ما قواعد چند منظوره داریم تمییز مقدس از مقدس اقتصادی از غیر اقتصادی ..... چندان محسوس نیست ولی وقتی جامعه پیشرفت کرده و تقسیم کار بوجود می آید و یک شبکه اجتماعی ایجاد می شود مثلا گروهها صنفی صنعتی  نقش تخصص یافته در جامعه حاکمیت بیشتری پیدا می کند و دیگر این نقشها مثل قوطی های تو در تو  هم را در بر نمی گیرند بلکه پهلوی هم قرار می گیرند و در هر نوع از گروههای تخصص یافته قواعد نهادی مستقر می شود به عبارت دیگر روابط متقابل که مربوط به یک مسئله است یک نهاد را بوجود می آورد مثلا آموزش و پرورش یا نهاد سیاست . که گروهی از افراد حاکمیت را به عهده می گیرند درهر زمان عمل انسانها در این جامعه تخصص یافته و پیشرفته به طرف یک ساختار جدید دادن میل می کند . در نتیجه هر انسانی سعی می کند عملا ارزشهای طبقاتی خود را حفظ کند و در نتیجه در جامعه طبقات در سطوح مختلف با قواعد نهادی بوجود می آید در جامعه ی معاصر گاهی بسیار مشکل است که در یک زمان هم پدر خوب باشی هم کارمند خوب هم شهروند خوب و هم عضو خوب و مبارز یک مذهب ....
باید یکی از اینها را انتخاب کردو همین انتخاب است که وحدت و نیز صنف ایجاد می کند .
مثال مادری که در بیرون از خانه کار می کند و کارمند خوبی است و بچه اش مریض می شود در این روز برای اداره یک کار ضروری و حیاتی پیش آمده این مادر در دو راهی قرار می گیرد به بچه هایش برسد یا به اداره برود باید یکی را انتخاب کند و آن یکی را که انتخاب نکرده در آن جا خوب نبوده ...
تصور کنید هزاران نفر این مشکل را در یک روز داشته باشند در نتیجه یک روز هزاران مادر دست از کار می کشند و یا زن امریکایی بچه را رها کرده و به محل کار خود می رود و ...
به این ترتیب یک نهاد بر نهاد دیگر غلبه می کند ولی اینجا با امریکا مثلا کاملا متفاوت است مثلا در ایران نهاد خانواده بر نهاد اقتصادی غلبه می کند و در امریکا نهاد اقتصادی بر نهاد خانواده غلبه می کند هر چند روحیه در اینجا و در آنجا متفاوت است ولی در هر دو یک وحدت عملی بوجود می آید در هر جامعه عمومی یک طبقه بندی عمومی رفتارها – ارزشها و شیوه عمومی عملکردها انجام می گیرد و این طبقه بندی اگر قواعد اخلاقی را وحدت نمی بخشد آنها را در درجات طبقاتی قرار می دهد و بطور واضح و روشن فرهنگ همین است و این است که گفته می شود اثرات ارتعاشی نهادها روی یکدیگر و در نتیجه فرهنگ نتیجه این دو کار است .
فرهنگ محصولی است از نتیجه ارتعاش نهادها اجتماعی .
اگر چنانکه ما طوری سیاست گذاری کنیم و قصد این باشد که این نهاد ارتعاش کند روی نهاد دیگر یک فرهنگ بوجود می آید و اگر جای ایندو نهادها عوض شود یک فرهنگ دیگر بوجود خواهد آمد در برنامه ریزی فرهنگی باید بینیم کدام نهادها ارتعاش ایجاد کرد و برق و لتاژ آن نهادهای دیگر را گرفته و این نهاد جامعه را روشن کرده است .
به این ترتیب می توان گفت که یک فرهنگ مادی است ؟ معنوی است بار اقتصادی دارد بار ارزشی دارد بار اعتقادی دارد یا مادیگری بار عاطقی و بار احساسی دارد ....
و با مطالعه اثر ارتعاش نهادها می توان انواع نهادها را بررسی کرده نشان  داد .

لینک      نظرات ()      

مطالب اخیر راهکارهایی برای بحران کم آبی در منطقه خطر رواج تملق و چاپلوسی اصطلاحات علوم اجتماعی جامعه شناسی فرهنگ موضع غرب در برابر فرهنگ اسلامی مهمترین نیاز جامعه ی ما در عرصه فرهنگ ارتباط فرهنگی مهمترین مبارزه ی آینده وحدت فرهنگی جوامع جامعه شناسی فرهنگ ها ارتباط فرهنگ و جامعه
کلمات کلیدی وبلاگ فرهنگ (۱٠) تعاونی های سنتی خانیک (٥) انقلاب (٢) جامعه (٢) قانون اساسی (۱) جهان (۱) حقوق شهروندی (۱) تحول (۱) وحدت (۱) تعاون (۱) یونان (۱) سرکوب (۱) کم آبی (۱) قبل از اسلام (۱) کارکرد (۱) خانواده ایران (۱) تحول خانواده (۱) تعاونی های سنتی (۱) پول اندازی (۱) سیاست (۱) اسلام (۱) غرب (۱) اروپا (۱) فناوری اطلاعات (۱) چَرخوک کُنی (۱) گمار (۱) تعاونیهای سنتی خانیک (۱) مهو (۱) همشیری (۱) هیزمی (۱) غریزه آزادی (۱) ارتباط فرهنگی (۱) اصطلاحات علوم اجتماعی (۱) تملق و تمجید (۱)
دوستان من چراغ راه :وصایای شهدا وب سایت خانیک پایگاه مقاومت بسیج خانیک مرکز تربیت معلم بنت الهدی صدر فردوس